ای کاش هیچوقت آشنا نمیشدیم. ای کاش یک بار دیگر همدیگر را میدیدیم. پسری که شنوایی دارد، شویا ایشیدا، و دختر دانش آموز انتقالی که شنوایی ندارد، شوکو نیشیمیا. در یک روز سرنوشت ساز، این دو همدیگر را ملاقات میکنند، و شویا کلاس را علیه شوکو دشمن میکند. اما زمان زیادی نمیگذرد که هدف کلاس از شوکو به شویا تغییر میکند. سال ها بعد، شویا به شدت احساس میکند که باید شوکو را بار دیگر ببیند.