این داستان درباره ی یه بی خانمان سرگردان با یه حس تجاری فوق العاده و یه قهرمان ماسک داره که نجاتش میده و همین باعث میشه در نهایت عاشق هم بشن .
وقتی بی خانمان فاش میکنه قراره کسی باشه که به یه گنج افسانه ای دست پیدا میکنه دشمنای مختلف شروع به شکارش میکنن . بعدش اون زندگیش رو به فرار میگذرونه و با ناجی خودش که معلوم میشه شاهزاده ی جاه طلبیه که به دنبال تاج و تخت هست ملاقات میکنه .

ترجمه از :  اکرم