پیت مادرش رو از دست داده، کسی که تکیه گاهش بوده، بانی مرگ اون رو پدرش میدونه، پدر پیت هر کاری میکنه تا پسرش خوشحال باشه ولی غم مادر پیت، اون رو یک دنده، لجباز و پرخاشگر کرده. مدتی میگذره و پیت در دبیرستان با دختری آروم و مهربون به اسم کیو ، برخورد میکنه، پیت با اذیت کیو سعی داره بهش نزدیک شه چون یاد نگرفته ابراز محبت کنه، کیو هم میشه عشق دوران دبیرستان پیت. همه چیز در آرامشه تا اینکه پدر پیت زنی رو به خونه میاره و به عنوان همسرش معرفی میکنه ، اون زن مادر کیو هستش. پدر پیت ازش میخواد کیو رو به عنوان خواهر کوچیکش درنظر بگیره ولی با جایگزین کردن زنی به جای مادرش و آوردن عشقش به منزلش به عنوان خواهر ، لجبازی و پرخاشگری اون رو شدت میده تا جایی که دست به هر کاری میزنه تا کیو رو اذیت کنه. پیت با قلبی شکسته از اونجا میره تا در خارج به تحصیلاتش بپردازد.سالها میگذره ، حالا اون یه بیزینسمن موفقی شده و درصدده نشون بده چه قد کینه داره. کارهای جنون آمیز اون باعث آسیب به همه به خصوص کیو میشه...